من از بودن توی این خودم رها

توی تنهایی این جاده سکوت

میرسه به اوج یک قطره اشک

خنده های تلخو پی در پی باد

خش خش سینه سنگ آسمون

خشکی شب بوسه های بی جواب

حس پرواز تو دل صخره سرد

کوچ آخرین ستاره تو نگاه

سهم بغضای بهاری انتظار

تپش قلب شب حادثه ها

ترس شعله تو دل شاپرکی

که دروغه همه آینه ها

/ 2 نظر / 29 بازدید
.......

پیچ خورده یم مثل یک پیچک نرم روی زبری درخت شب و روزمون باهم بود ریشه هامون جدا از هم پیچک نرم که بالاتر رفت دست باغبون اونو از جا کند فکرت خیلی وسعت داره مثل همیشه