برایه تو که نیستی

قصه ی تلخیه دوریت

قصه ی من که ندارم

دستایه تورو تو دستام

بازم امشب

هی میبارم

 

هی میگم که چاره ای نیست

به دلم

که خیلی تنگه

طاقتش دیگه تمومه

گوشه گوشش

پره درده

/ 2 نظر / 5 بازدید
Mina

شیشه ها چه سردشان بود پشت قاب پنجره های برف و دلتنگ برای تو برای ‌آه گرم تو و آن سرپنجه تا بر تن غبار گرفته شان یادگار بنویسی... افسوس پشت پنجره ها جای چشمانت چه خالی است...

نگار

خیلی قشنگ بود[لبخند]