قایق سوراخ

دلتو به سراب دلم خوش نکن

این کویر خیلی وقته آبی نداره

خشک شده اشک چشماش

----------------------------------------------

جوونه زده جایه

آرزوهایه مرده

حسرت دستایی که

آشیانه پرنده دلم شده

----------------------------------------------

به آب سپردم

پارویه رفتنم را

با قایقه سوراخ

به جنگ دنیایم میروم

امیدی ندارم

اما

به اسارت تاریخ نوشته شده نمیرم

/ 7 نظر / 8 بازدید
βɷɷ¥д

به اسارت تاریخ نوشته شده نمیرم[دست] خیلی زیباست فوق العاده .... [گل][گل][گل][گل][گل]

βɷɷ¥д

هر وقت میام تو وبت.. این آقاهرو که داره تو برفا میره میبینم ...سردم میشه.. میلرزم[ناراحت]

صد سال تنهایی

اولی : قشنگبود ولی من دوست داشتم زبونش رسمی باشه دومی : تو خط اول به جای "جایِ" چرا "جایه" نوشتی اگه بگی واسه قافیش با "مرده" خط بعد جور در بیاد قبول نمی کنم / دستی که آشیانه پرنده می شود تعبیر قشنگی بود سومی : در خط 2 و 3 "پارویِ و قایقِ"چرا آخرشون ه داره ؟ به اسارت تارخ نوشته شده نمی رم قشنگ بود .

صورت زخمی

اشتباهی که همه عمر پشیمانم کرد اعتمادی بود که بر هر کس می کردم ***************** گر تو را با ما تعلق نیست مارا شوق هست گر تو را بی ما صبوری هست ما را تاب نیست **************** کاش می شد همچو اواز خوش یک دوره گرد زندگی را بار دیگر دوره کرد ***************** دلتنگی هایم را با کدام قایق خیالی روانه ی دل دریایی ات کنم تا بدانی دلتنگم

ازاده

ااااااااا چرا نظر من نیست ...[ناراحت] فکر کنم ارسال نشد ... از اولی خیلی خوشم امد بابا بزرگ [دست]