مردای فاحشه

اولی توی دسشویی پارک جلو آینه

کرم رو چروکایه تازه درومدش میماله

داره زشتی درد رو پهون میکنه

تو فیلمشو تو گوشیت میبینی و

تو دلت میخندی

 

دومی کنار خیابون  وایستاده

تو فکر آرزوهاشه که تو سراب زندگی

آروم آروم غرق شدن

که تو با ماشین مدل بالات جلوش وایمیسی

تو دلت میخندی و

برنامه شبتو میچینی

 

سومی دور یه میله میچرخه

می چرخه تا چرخش دنیارو

با یه خنده الکی , الکی شیرین کنه

تو پولای تو جیبتو میریزی رو میز و

تو دلت میخندی

 

تو کاری نداری

اولی از زیر مشت یکی دیگه فرار کرده

دومی غصه شیکم خالی بچشو داره

سومی تو دستایه یه سرنوشت اسر شده

 

تو دلت می خندی و

فاحشه صداشون میکنی

 

هه

خنده داره

منم نه با گوشیو ماشینت کاری دارم

نه با پولایه تو جیبت

راه خودمو میرم

از تو مینویسم

از ورم دل این زندگیه فاحشه

/ 8 نظر / 12 بازدید
سمانه

اینجا مردانگی گاهی زمین گیر می شود ! ... در لابه لای حادثه هایی که بوی حرف و حدیث می گیرند . این سرزمین هر شب روی سرِ زنی خراب می شود که زنانگی اش را اجاره نمی دهد ! اینجا روزها آرام و زیبا توی روزنامه ها بزرگ می شوند!!! افسوس !!!

βɷɷ¥д

دوستی میگفت .. قخیلی سال پیش خانمی که دانشجوی وکالت بوده یه تعریف بی عیب و نقص از این واژه داده... فاحشه مردی است که زنی رو به فحشا وا میداره و در ادامه گفته بود درسته که واژه فاحشه مونثِ ولی چون به عنوان صفت به کار میره برای مذکر ها هم به کار میره... بسیار زیبا نوشتید [گل]

هما

یک جوری نوشتید که همش دلم میخواست ببینم آخرش به چی می رسه! خوشم اومد.

صورت زخمی

آرام میروم آنچنان آرام که ندانی کی رفته ام اما وقتی جای خالیه مرا ببینی آنچنان سخت رفته ام ... که تمام عمر زمان رفتنم را فراموش نکنی ممنونم پسر تو هم تکدانه یی

kookoo

[ناراحت][نگران]دلمان سوخت