قصه تلخ

پطروس انگشتتو در بیار

این سد

خیلی وقته تو باورم

شکسته

 

                                           

 

پطروس انگشتتو در بیار 

بزار این دل شکسته

خراب شه

میخوام

این جهنمو آب ببره

 

 

پ.ن :‌ پطروس همونیه که تو مدرسه داستانشو خوندیم ( فهمیده اونور آبیا)

/ 10 نظر / 2 بازدید
βɷɷ¥д

فهمیده اونور آبیا !!! آره فهمیدگیش موثر تر بوده ظاهرا [گل]

kookoo

فهمیده ی نفهم[نیشخند] بابا تو چرا انقده غمگینی پسر؟[ابرو]

ازاده

من به آمار زمین مشکوکم که اگر شهر پر از آدمهاست پس چرا این همه آدم تنهاست؟

ازاده

از بــــس باران خورده ام در و دیــــــوار شعرهایم باد کرده اند امــــــــا نه میگذاری بروم نه می مانـــــی تا سقف خیـــــالم را تعمیر کنــــــی

ازاده

آدامس ها بزرگترین اساتید معنویت هستند از کودکیمان تلاش می کنند به ما بفهمانند ”هیچ شیرینی ای ماندگار نیست

ازاده

صدبار دیگر هم که این زندگی را به هم بزنیم شیرین نمی شود که نمی شود

βɷɷ¥д

[لبخند] .................. .................. ..................[گل]

samira

بهم ميگن ساده نباش دوست نداره بهم ميگن دست تو دست غريبه ها ميذاره بهم ميگن كه تو منو بازيچه كردي ميگن يه روز ميري و بر نميگردي نميدونن عشق مني غرورم و نميشكني آسمونم زمين بياد بدون فقط مال مني بگو تو هم دوسم داري بگو تو هم دوسم داري