سراب آغوش

 

سخت شد باور این شب
که تو دستات
دسته من نیست
زیر نور این ستاره
روبرومی
با چش خیس
میبری از من نگاتو
میبرم از همه دنیا
تو به اوجت پر کشیدی
من تو خلوت توی سرما
روی این نیمکت خالی
جای تو کنار من باز
یخ زده زمزمه ی درد
روی لبهای یه مرداب
شب من کابوسه تا صبح
خنده های تلخ و بیمار
پشت پنجره مترسک
زیر بالش تیغو سیگار
تو که از اینجا نرفتی
این یه خوابه یا حقیقت
من میون یه توهم
یا اسیرم با حقیقت
تو فقط تنها نشونی
از یه لبخند تو دل شب
بوسه هاتو خرج من کن
تا به بیداری

تو هر شب

/ 0 نظر / 28 بازدید