بــــــــــرای خــــــــــــــوانده نشـــــــــــــــدن

من به خط و خبری از تو قناعت کردم / قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست

ديروز که خانوم کلاغه

داش قار قار می کرد

منم با سنگ زدمش

افتاد رو زمين

ولی وقتی رفتم جلوتر

ديدم همون کبوتريه که

هر روز براش دوون ميريختم

 

واسه همين ديگه از امروز

تصميم گرفتم هيچ صدای کلاغی رو با سنگ نزنم

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٤ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ توسط ѦʍДƝ$ نظرات ()