بــــــــــرای خــــــــــــــوانده نشـــــــــــــــدن

من به خط و خبری از تو قناعت کردم / قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست

تو دلم دارن لباس می شورن

بهم زنگ زده

میگه بیا عکسمم بیار

 

میگه میخوام جاش یه چیز دیگه بهت بدم

میگم من همینو میخوام

یه چیز دیگه نمیخوام

 

میگه بیا عزیزم

دوست دارم

 

رفتم

-------------------

تو دلم دارن لباس میشورن

 

تو راه بهم اسمس میده

نگران نباش عزیزم

چیزی نشده

 

میگم ماله منی هنوز؟؟؟

 

میگه بیا

دوست دارم

-----------------

تو دلم دارن لباس میشورن

 

دیدمش

عینک زده

عینک نمیزد

 

عکسشو ازم گرفت

یه پلاستیک پر بهم داد

 

گفت باید بره

رفت

----------------

تو دلم دارن لباس میشورن

 

تو مترو

دارم بر میگردم

 

پلاستیکو وا میکنم

خودمو میبینم

با کلی خاطره

 

زنگ زدم

 

گفت اگه دوسم داری دیگه مزاحمم نشو

بییییپپپپپ

-----------------------

تو دلم دیگه همه لباسارو شستن

دیگه دارن منو میسابن

 

وایییی خدا....

یعنی من اینقدر کوچیک شدم

خاطره هام اینقدر کوچیک شدن

که تویه پلاستیک جا شدیم.......

 

چرا همه دارن منو نگاه می کنن

چرا دارن به من تسلیت میگن

....

 

بابا من هنو زندم

فقط....

فقط چشام خیسه.......

 

نوشته شده در یکشنبه ٢ آبان ۱۳۸٩ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ توسط ѦʍДƝ$ نظرات ()