بــــــــــرای خــــــــــــــوانده نشـــــــــــــــدن

من به خط و خبری از تو قناعت کردم / قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست

امروز تو مترو نشسته بودم. ... تو قطار منظوره!

قسمته تهه واگن اونجا که صندلیاش ٣ تاییه. روبرومون یه آدمه ژنده #وش نشسته بود

خیلی هم بو میداد ... واسه همین کسی میلش نمی شد بره کنارش بشینه!

خلاصه که تنایی رویه ٣ تا نیمکت نشسته بودو مثه رئیسا به ما که نگاش می کردیم نگاه میکرد... فک کنم حاضر بود تا آخره شب اونجا بشینه هو تکون نخوره فقط به خاطره این حسش!!

نوشته شده در چهارشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٩ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ توسط ѦʍДƝ$ نظرات ()